البته ما كه هر مسؤول بينالمللي در اين زمينه را ميديديم و موضوع را به ساحتشان ميرسانديم تعجب ميفرمودند و ميگفتند: عجب!!! در مملكت شما خبرنگاران خبرگزاريها عضو انجمن صنفي نيستند؟ ميگفتيم نه؛ ميفرمودند ما پيگيري ميكنيم.
در هر حال بعد از سالها اين اتفاق ميمون در عرصهي رسانهيي كشور افتاد كه انشاءالله بر تمام خبرنگاران خبرگزاريها مبارك باشد.
اصل خبر در http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-601673 قابل دسترسي است.
استاد، در اين كتاب به ماهيت روزنامه نگاري سايبر و موقعيت آن در جامعهي اطلاعاتي پرداخته و مباحث آزادي بيان را نيز در آن مطرح كرده است و علاوه بر اين موارد، ترجمهي مهمترین مصوبات جهانی مرتبط با آزادی بیان از اعلاميه حقوق بشر و شهروند انقلاب كبير فرانسه تا بيانيه سران جهان درباره جامعه اطلاعاتي (2003-1789) به همراه متن انگلیسی مصوبات پیوست کتاب است. در مقدمه این کتاب آورده است.
از صميم قلب اميدوارم دكتر شكرخواه در ادامهي فعاليتهايشان موفق و سربلند باشند.
اين موارد علاقمندان به بحث جامعهي اطلاعاتي را نگران كرده است كه مبادا حاصل دو سال زحمت ايران در حدفاصل اجلاس ژنو ۲۰۰۳ و تونس ۲۰۰۵ به هدر برود كه اگر اين اتفاق بيافتد بايد واقعا به حال مسؤولاني كه اين مسؤوليت سنگين را پذيرفتهاند افسوس خورد چراكه كسب نكردن نتيجه در اجلاس تونس شكستي بزرگ در آستانهي ورود به جامعهي اطلاعاتي است چه برسد به اينكه اصلا در اين اجلاس شركت نكنيم.
در هر حال اميدوارم مسؤولان كشورمان در مدت ۵ هفته مانده به اين اجلاس آبروداري كنند و برنامههاشان را براي شركت در اجلاس تونس شفاف كنند، البته اگر برنامهاي وجود داشته باشد.
ايسنا: بحث سافتنيوز از كجا وازكي شروع شد و امروز وضعيت آن در ژورناليسم جهاني چگونه است؟
دكتر شكرخواه: براي سافتنيوز تاريخ تولد مشخصي وجود ندارد اما برخي از منابع بر اين نكته تاكيد ميكنند كه شايد بتوان رشد سرسام آور تيراژ national inquirer در دههي 1960 را كه متفاوت نويسي خبرهاي غيرمتعارف و سرگرم كننده را شروع كرد و نيز انتشار مجلهي people از جانب «تايم لايف» و همچنين انتشار «يو اس مگزين» از سوي نيويوريك تايمز را مبناي حركت نشريات جهان به سوي سافتنويسي قلمداد كرد اما عدهاي هم به خطا همين حرفها را دليل قديميبودن سافت نيوز ميدانند، در حالي كه آنچه كه امروز به نام سافتنيوز مطرح است اصلا به موارد دههي 1960 كه رفتن به سراغ سوژههاي نرم بود، مربوط نيست ، بلكه سافت نيوز امروز خودش محصول پديدهي ديگري بود به نام «سافت ژورناليسم» كه در جهان حرفهيي امروز به آن TV in print يا تلويزيون چاپي هم ميگويند، يعني كاري كه روزنامهي «يو.اس.اس تودي» پايهگذارش بود و با همين روش از نيويورك تايمز و واشنگتن پست، پيش افتاد .
جالب ست كه به شما بگويم كه حتي روزنامهي «وال استريت ژورنال» عبوس هم در سال 2002 مجبور به افزدن بخش سافت Personal Journal به بقيهي مطالب خود شد و اتفاقا «تم اصلي» همه خبرهاي سافت اين بخش هم نه تنها موضوعات سرگرم كننده نيست ، بلكه فقط و فقط مربوط به پول و قدرت است و تازه، وال استريت ژورنال به جز اين بخش ، يك بخش سافت ديگر هم دارد كه Weekend Journal نام دارد.
ايسنا:وضعيت سافت نيوز در ژورناليسم معاصر جهاني چگونه است؟
دكتر شكرخواه: در اين مورد بايد بگويم كه روزنامهها و شبكههاي تلويزيوني مثل «سي.ان.ان» و «ام.اس ان. بي. سي» به كاربرد آن عادت كردهاند ، به طوري كه در شبكههاي تلويزيوني آمريكايي خبرهاي سافت حالا در قالب برنامههاي موسوم به ET ارايه ميشوند كه مخفف Entertainment Tonight است البته اين را هم بگويم كه عدهاي معتقدند تقسيم شدن سازمانهاي رسانهيي به دو شاخهي خبر و سردرگمي در آمريكا جزو عوامل اصلي رشد سافت ژورناليسم و در اثر آن رشد سافتنيوز بوده است اما به نظر من بايد عامل تغييرات ساختاري تكنولوژيك رسانهيي كه همهي مرزها و ژانرها را به هم ريخته و همچنين فاكتورهاي رقابت رسانهيي و حرفهيي تر شدن هرچه بيشتر روزنامه نگاران را هم در نظر گرفت.
همان طور كه گفتم سافتنويسي امروز ديگر مثل قبل فقط به خواستههاي مخاطب تكيه ندارد و به نيازهاي مخاطب هم ميپردازد وبه عبارت بهتر صرفا بر سرگرمسازي مخاطب تكيه ندارد و به لحاظ ساختار نوشتن هم كاملا حرفهييتر وپختهتر از پيش شده است .
ايسنا: آيا نرمخبر فقط براي نوشتن اخبار توصيه ميشود، يا ميتوان از آن در گزارش نويسي ويا مصاحبه نيز استفاده كرد؟
دكتر شكرخواه: ببينيد، عبارت سافتنيوز به خاطر پسوند «نيوز» معلوم است كه گرايش خبري دارد ولي اين به اين معنا نيست كه «فيچر» وبه ويژه «نيوز فيچر» نميتواند باشد؛ راستش براي من اسم مهم نيست، اخبار، گزارشها و مصاحبه هايي كه شنيده ، خوانده و يا ديده نشوند هيچ ارزشي ندارد.
نميدانم شما در «ايسنا» تايم و نيوزيك را آبونه هستيد يا نه؟ اگر هستيد، كاملا متوجه شدهايد كه اين دو هفته نامهي غول خبري هم مدتهاست يك در ميان حتي موضوع جلدشان را هم سافت انتخاب ميكنند؛ واقعا در خواب هم نميشد ديد كه «يوگا» موضوع جلد تايم شود.
اما در مورد مصاحبه كه گفتيد، من تا به حال به چيزي به اسم «مصاحبهي سافت» برنخوردهام .
ايسنا: آيا سافت نويسي تمام نيازهاي مخاطب را پاسخ ميدهد ؟
دكتر شكرخواه: چرا نبايد جواب بدهد، مگر نياز مخاطب چيزي جز عناصر خبري است، خبر سافت هم مثل هرم وارونه، داراي عناصر ششگانهي خبري و متكي به ارزشهاي خبري است، ضمن اينكه به ارتقاي سواد رسانهيي مخاطب هم كمك ميكند و راه زندگي در دنياي تحت سلطهي كليشههاي خبري را ميآاموزد و آنها را به انديشهي انتقادي و مشاركت اجتماعي هم ميكشاند.
ايسنا: آيا از نرمخبر در خبرگزاريها ويا روزنامههاي الكترونيك هم ميتوان استفاده كرد، يا اين نوع خبر نويسي فقط مختص روزنامه است؟
دكتر شكرخواه: متاسفانه خيلي از روزنامهها خواب تشريف دارند وبعضي از روزنامه نگاران هم اصرار دارند بر نديدن و انكار همه چيزهايي كه خودشان از آن اطلاعي ندارند؛ ميگويند سافتنويسي يك بحث قديمياست، ميگويند سافت نيوز خبر نيست و لابد خالقان سافت نيوز يك عذرخواهي به آنها بدهكارند كه چرا گفتهاند سافت نيوز و نگفتهاند سافت ريپورت!
ميگويند سافت نيوز به نيازهاي مخاطبان پاسخ نميدهد، ميگويند سافت نيوز چون تحليل ميكند به درد نميخورد، ميگويند همهي روزنامه را نبايد سافتنوشت و هي مدام ميگويند و ميگويند، و متاسفانه اصلا هم چيزي در اين زمينهها نميخوانند تا لااقل بهتر به موضوع حمله كنند .
نميدانم تا كي قرار است كه با اين تلقيهاي عجيب و غريب ، نوجويي را در روزنامه نگاران جوان تخطئه كرد و آنها را به درجا زدن ترغيب كرد؛ انگارنه انگار كه سايتهاي خبري اينترنتي و خبرگزاريهاي آنلاين و ماهوارهها دارند بيست و چهار ساعته و عمدتا هم به سبك هرم وارونه خبر ميدهند، باور كنيد نميشود با يك روز فاصلهي خبرهاي همين منابع را تكرار كرد و هيچ تغييري هم در رويههاي نوشتن خود نداد.
چرا متوجه نيستيم كه سافت نيوز يكي از ابزارهاي فرار از گيوتين رسانههاي آنلاين و ماهوارههاي پخش مستقيم است و چرا متوجه نيستيم كه مخاطبان قرن بيست و يكمي، موميايي هاي مصري نيستند.
بعد هم چه كسي گفته كه همهي روزنامه بايد سافت نوشته شود ، مگر اساسا ميشود قالبها را به دلخواه جابه جا كرد ، مگر ميشود مثلا يك رويداد كاملا تخت و فاقد درام را به سبك تاريخي نوشت و يا يك رويداد بسيار فوري را به سبك نوشت، اين كه ميبينيد روزنامهها وتلويزيونهاي دنيا به سافت گرايش يافتهاند دليل مشخصي دارند.
روزنامهها از دست پوشش خبري سريع و بيست وچهار ساعتهي سايتهاي خبري اينترنتي ، حالت سافت وتحليلي به خود گرفتهاند و تلويزيونها هم از دست ماهوارههاي پخش مستقيم چون هيچ كدامشان ديگر نميتوانند به گرد پاي اخبار رقيب برسند.
ايسنا: چه كار كنيم تا بتوانيم نرمنويسي را در مطبوعات و رسانههايمان نهادينه كنيم ، و اصلا آيا لازم است به نرمنويسي نزديك شويم و آيا ظرفيت رسانهيي ما اين اجازه را ميدهد؟
دكتر شكرخواه: هيچ كار نكنيم، همين هرم وارونه عاليست! بگذاريد پايبندي به كليشهنويسي مثل آبي كه زير كاه حركت ميكند و ديده نميشود همه چيز را بروبد، شايد بعدا عدهاي بهتر ببينند كه دور و برشان چه گذشته است و به نتايج حرفهايشان بيشتر پيببرند.
برويد از طرفداران وضع موجود خبر بپرسيد تا نسخه بدهند؛ من سه، چهار سال است كه خبر تدريس نميكنم و اين ترم هم فقط درس تئوريهاي خبر را براي فوق ليسانس دارم .
اما در مورد ظرفيت رسانهيي براي كار كردن در چنين زمينههايي جهت اطلاع شما بگويم، استاد «فريدون صديقي» در بحثهاي هميشه پرباري كه قريب به دو دهه در محيطهاي مشترك كاري باهم داشتيم ، دست كم از ده سال پيش بارها در همان بحثها بر ضرورت استفاه از ابزارهاي گوناگون در خبر نويسي تاكيد ميكرد . او هنوز هم نوگراست و اميدوارم كتابي را كه ميخواست در اين باره بنويسد بالاخره به فرجام برساند .
ميخواهم بگويم نرم نويسي آن طور كه عدهاي اصرار دارند وانمود كنند كه يك پديدهي وارداتي است، نيست و حرفهييهاي ايراني از سالها پيش به ضرورت آن رسيده بودند.
ايسنا: به منابع سافتنويسي در كشور نيز اشاره كنيد و بفرماييد اگر يك گروه مطبوعاتي، خبرنگاران و يا هر كسي كه بخواهد اين روش را ياد بگيرد آيا به راحتي ميتواند؟
دكتر شكرخواه: كتاب «نرم خبر و سخت خبر» كه «رضا نوروز پور» آن را ترجمه كرده يك «بايد» در اين زمينه است، كتاب مثلث طلايي نوشتن؛ دكتر «احمد توكلي» هم خواسته و ناخواسته زمينهي ساز سافت نويسي است،كتاب روزنامهنگاري حرفهيي «ديود رندال» كه «علي اكبر قاضي زاده» ترجمه كرده و نكات خوبي هم به آن افزوده براي درك ضروتهاي تغيير بسيار مفيد است.
كتاب «خبرنويسي مدرن» من هم در واقع مقدمهي سافتنويسي است و مقالهام در ويژهنامهي آموزشي فصل نامهي رسانه تحت عنوان «ساده مثل سافت»، شيوهي نگارش اين نوع خبرها را ارايه ميكند .
در اين خصوص آقاي فرديس رييس سازمان تنظيم مقررات و نمايندگان مجلس گفتهاند كه تركسل حق شكايت مبني بر توقف پروژه و داد و بيداد نداشته و پروژهي اپراتور دوم تلفن همرا هم بيدي نيست كه با اين بادها بلرزه.
اميد است رييس جمهوري اسلامي ايران و دولت جديد با بررسي تاريخ اين اجلاس و اهميت آن تصميم قاطعي را براي حضور ايران در اجلاس تونس اتخاذ كنند چرا كه ايران بايد در اجلاس تونس 2005 شركت كند تا از همگام با ساير كشورها وارد جامعهي اطلاعاتي شده و با موفقيت از فناورهاي اطلاعاتي و ارتباطي استفاده كند.
دوست خوبم «علي شميراني» كه از افراد آگاه در اين زمينه است نيز در آدرس اينترنتي http://www.itanalyze.ir/archives/2005/10/oeuoe_oeuoeoeu_1.php توضيحات بيشتري در اين رابطه داده است.
مبلغ كلاني هم گير خودش مياومد ،اما بعدا مجلس نظرش عوض شد و سهم تركسل و به ۴۹ درصد كاهش داد، آقا بعد از اين جريان ديگه تركسل شروع كرد به كرشكني و ايجاد تاخير در پروژه؛يا پول نريخت،يا به يه حساب ديگه ريخت يا........، بالاخره پروژه رو انجام نداد تا اينكه وزارت ارتباطات گفت آقا ما را به خير شما اميد نيست، شر مرسانيد!
بعد از اين قصه وزارتخونه رفت سراغ ام.تی.ان که برنده ی دوم مناقصه بود اما ترکسل الان شروع کرده به شکایت واین که الا وبلا این پروژه مال ماست. خوب آقای عزیز اگر می خواستی کار کنی سر وقتش می کردی! چرا نوش دارو رو پس از مرگ سهراب آوردی؟
در هر حال اميدواريم اين پروژه با موفقيت انجام بشه.
وبلاگ Topnewsسعی خواهد كرد به ارايهی خبر، تحليل و مطالب مختلف بدون تحريف و روتوش در زمينههای مختلف از جمله رسانه، ارتباطات، جامعهی اطلاعاتي، فناوریهای اطلاعاتي و ارتباطاتي، اجتماعي، ادبي، فرهنگي، هنری و .... بپردازد تا شايد بتواند به اطلاعرسانی و روشن سازی بعضي امور در كشورمان كمك كند.
از تمامي دوستان و بلاگرهاي عزيز تقاضا ميكنم من را كمك كنند.
فعلا (ياحق)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|