تبليغاتX
Topnews
 
 

همه‌ي ما مي‌دانيم كه ارتباطات ميان فردي پدر ارتباطات همه‌جانبه و حتي مجازي امروزي است و از آنجا كه ارتباط با ديگران از عناصر حياتي زندگي محسوب مي‌شود بشر همواره سعي داشته آن را تقويت كند و در گذشته نيز ارتباطات ميان فردي و جمعي به دليل نبود وسايل ارتباط جمعي از جمله راديو  وتلوزيون بسيار قوي بوده است چرا كه مردم مناسبت‌هاي زيادي براي برقراري ارتباط با يكديگر داشتند و  مانند امروز دنياي الكترونيك بر روي زندگي آن‌ها چنبره نزده بود(البته من مخالف اين چنبره زدن نيستم). يكي از مناسبت‌هاي معروف مردم قديم براي تقويت ارتباط‌هايشان شب يلدا بود كه هندوانه و انار و آجيل و خواندن حافظ  و فردوسي اجزاي اصلي آن را تشكيل مي دادند البته خوشبختانه اين مراسم تا به امروز به خوبي حفظ شده است و امروزه بهانه‌ي خوبي براي تقويت ارتباطات ميان فردي در دنياي مجازي و Information war است. انگيليس نوشتم و ياد مطلبي افتادم؛ امروز در جايي خواندم كه يلدا همان كريسمس است حالا راست و دروغش مال كساني كه گفتند.

اين يلدا و فرصت تقويت ارتباطات ميان فردي و گروهي بر همه‌ي شما دوستان مبارك باشد.

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
امروز پروفسور معتمد‌نژاد و دكتر فرقاني در نشست كمسيون حقوق بشر اسلامي سخنراني كردند، صحبت‌هاي دكتر معتمد‌نژاد مانند هميشه عالي و فوق‌العده بود و صحبت‌هاي دكتر فرقاني   بسيار واقع‌گرا.البته استاداني چون كامبيز نوروزي و هاشمي نيز در اين جلسه حضور داشتند و در باره‌ي برنامه آموزشي «رسانه‌ها، جريان آزاد اطلاعات، پيشبرد حقوق بشر و قابليت‌هاي جامعه ايران» سخنراني كردند.
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
استاد عزيز، جناب آقاي دكتر شكر‌خواه؛

مصيبت وارد شده به شما و خانواده‌ي گراميتان را تسليت عرض مي‌كنم.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
در مطلب زير (گفت‌وگو‌ي دكتر شكرخواه با روزنامه‌ي سرمايه) نوشته بودم كه روزنامه‌ي سرمايه سايت اينترنتي ندارد بنابراين نمي‌توان به گفت‌‌وگو‌ي استاد لينك بدهم اما دوست خوبم محمودسلطان‌آبادي برايم نوشته است كه اين روزنامه سايت اينترنتي دارد و مطلب استاد هم در آدرس http://www.sarmayeh.net/WebFa/NewsView.aspx?NewsId=1410 قابل دسترسي است.

از محمود عزيز به خاطر اين آگاهي‌دهي و اطلاع بسيار سپاسگزارم.    

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

وقتي صفحه‌ي ۸ روزنامه‌ي (سرمايه)‌ي امروز(۲۸ آذر) را ديدم بسيار تعجب كردم؛ معمولا بسيار دشوار مصاحبه مي‌كند و آخرين گفت‌‌وگويش هم با ايسنا در‌باره‌ي سافت‌نيوز بود؛ دكتر شكر‌خواه را مي‌گويم، بعد از مدت‌ها با روزنامه‌ي سرمايه و با موضوع جامعه‌ي اطلاعاتي مصاحبه كرده است، گفت‌‌وگوي خوب و قابل استفاده‌اي است، دكتر همه جانبه به اين موضوع پرداخته است، حتما از خواندنش لذت مي بريد.

اما واقعا ديدن تيتري از استاد در صفحه‌ي اول اين روزنامه آن هم صبح اول وقت غافل‌گيرم كرد، اين روزنامه سايت اينترنتي ندارد كه لينك بدهم اما اسكن صفحه را براي استفاده‌ي بيشتر روي مطلب گذاشتم.  

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

كتاب جديد دكتر شكرخواه (روزنامه‌نگاري سايبر) را خوانده‌ايد؟ اگر تا كنون اين كار را نكرده‌ايد من توصيه‌ا‌ي دوستانه مي‌كنم تا حتما اين كار را انجام دهيد. وقتي ۴۰ صفحه از اين كتاب را مي‌خوانيد احساس خوبي پيدا مي‌كنيد؛ وقتي شمار صفحات شما به ۱۰۰ مي‌رسد با روزنامه‌نگاري، اينترنت و روزنامه‌نگاري اينترنتي احساس قرابت مي‌كنيد و وقتي كه كتاب را تمام كرديد احساس مي‌كنيد بر يك گنجينه‌ا‌ي عظيم تسلط پيدا كرده‌ايد كه شما را باب‌هاي زيادي در علم ارتباطات آشنا كرده است. البته بهتر است دوستاني كه با قلم استاد آشنا نيستند اول كتاب (خبرنويسي) ايشان را بخوانند تا راحت‌تر بتوانند مطالب كتاب جديد استاد را متوجه شوند.

به نظر من دادن نمره‌ي ۲۵/۱۹ به اين گنجينه‌ي عظيم شايد دور از انصاف بود، در هر حال اميدوارم استاد هر چه بيشتر دست به قلم ببرند تا با كمك استادان والايي چون پروفسورمعتمد‌نژاد كمبود‌ها و نواقص اين علم در كشورمان جبران شود.

خداوند بر عمرشان بيافزايد و هميشه استاداني چون ايشان را سربلند و عزيز گرداند.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
آيا سانسور و يا خود‌سانسوري امنيت ملي را به مخاطره مي‌اندازد يا آن را تقويت مي‌كند.  اين موضوعي بود كه فكرمان را به خودش مشغول كرد و اميدواريم نتيجه خوبي دهد تا خداي نكرده مطبوعات در بعضي مواقع از حول حليم تو ديگ نيفتن.

نظرات مدير مسؤول روزنامه‌ي جام‌جم را در اين باره بخوانيد. ضمنا، نظر شما هم در اين خصوص بسيار مهم است.

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 3 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
نشست روزنامه‌نگاري بحران عصر ديروز در دانشگاه تهران تشكيل شد. حتما كساني كه علاقمند به ارتباطات هستند صحبت‌هاي دكترشكرخواه ،دكتر ربيعي،دكتر نمكدوست،دكتر منتظرقائم را بخوانيد، صحبت‌هاي زيبايي بود.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 5 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

حتما اسم اليور هان به گوشتان خورده، او يك روزنامه‌نگار و استاد ارتباط آلماني است و اين روز‌ها در ايران به سر مي‌برد تا در مورد تحقيقاتش درباره ارتباطات و رسانه‌هاي غرب و خاورميانه  سخنراني كند؛ مي‌توانيد در باره‌ي او و صحبت‌هايش در وبلاگ استادم دكتر شكر‌خواه ‌ مطالب مفصلي را بخوانيد اما چيز جالبي كه مي‌خواهم به شما بگويم اين است كه دكتر هان پس از دو ساعت گفت‌و‌گو با سرويس رسانه و بين‌الملل و بازديد از ايسنا و در حالي كه بسيار خسته نيز بود با لهجه‌ي غليظ آلماني‌اش جواب بسيار جالبي به آخرين سؤال من داد:

سؤال من:امنيت خبرنگاران و برخورد مسؤولان با آن‌ها بخصوص در مواقع بحراني در كشور شما چگونه است؟

دكتر هان:  Unfortunatily it's in a bad condition and sometimes and in a horriblel condetion they behave with press like ,what can i say?maybe like animals, you know, it's very bad sometimes

شنيدن اين جواب از دكتر هان برايم بسيار جالب بود،در فرانسه،روسيه،مجارستان و آسياي ميانه نمونه‌هايي از اجحاف در حق خبرنگاران را ديده بودم اما آلمان و اين جواب؟        

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 5 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

چه با شكوه بود مراسمتان اي شهداي جاودانه‌ي ايسنا، چه خون مي‌گرييد زمين و آسمان برايتان و چه وبا عزت و افتخار برده مي‌شد نامتان؛ خوشا به حالتان كه اينگونه حسيني شديد و غرور آفريديد.

اي شما افلاكيان، بر كردار ما مخنديد و بر ما خرده مگيريد، شما حق داريد، شما اهل سماييد و ما زميني، پس بايد برايتان عجيب باشد اين همه تكاپوي ما، آخر در سراي ابدي شما اثري از درد و رنج نيست،آخر در عندالله‌ي كه شما هستيد داغ دل وجود ندارد و هر چه كه هست طراوت است و صفا اما آخر ما داغداريم، دل ما سوخته است، ما سوخته دليم، داغدار دو كبوتريم كه عاشقانه پر زدند.

اي حسن و اسماعيل شهيد! آخر، كدامين زمزمي مي‌تواند داغ هجرت شما را در دل‌هاي دوستانتان آرام كند، كدامين مرهم مي‌تواند دل ملول پدرتان و مادرتان و برادرها و خواهرهايتان را التيام بخشد.

اما حسن عزيز! چه پدر صبوري داري، الحق كه پرورده‌ي اين پدر سخت‌استقامت و شكيبا بودي؛ چون كوه درد فراق تو را تحمل مي‌كرد اما دلش خون بود.

بر حال شما غبطه خورديم و برخود باليديم كه دوستان شماييم.     

  نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 6 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

يادت بخير اي «حسن قريب»! روز‌هاي اولي كه وارد ايسنا شده‌بودي و با من براي پوشش خبري مراسم سخنراني همسر سعيد ابوطالب به كوي دانشگاه آمده بودي، همان دمي كه با چشمان معصومت و چهره‌ي خندانت راه و چاه كار در ايسنا را از من مي‌پرسيدي، همان دم كه از دشواري‌هاي زندگي خوابگاهي و غربت با من سخن مي‌گفتي، هيچ به ذهنم خطور نمي‌كرد كه روزي زير تابوت سه رنگ شهادتت نغمه‌ي سرخ لا اله الا الله سر خواهم داد.

حسن جان! براي شانه‌‌هاي ناتوان و بي‌لياقت من چقدر دشوار بود تحمل غرور و افتخاري كه تو آفريده‌بودي و تو اي اسماعيل عزيز با اين كه نمي‌شناختمت چقدر آشنا به نظر مي‌رسيدي، آري آشنا بودي چراكه مقربان و ملائك درگاه الهي پيكر مقدس و پاك تو را نيز مانند شهداي فاو و شلمچه تا بي‌كران‌ها بدرقه مي‌كردند.

حسن عزيز يادت بخير باد! چه داغي بر دلم نهادي، داغي كه حتي فراق عزيز‌ترين‌هايم در دلم ايجاد نكرد، سوگند به خداوندي كه شما اكنون متنعم درگاهش هستيد از ذره‌اي از داغ دلم كم نشده است، آخر نمي‌توانم فراموش كنم چند روز پيش را كه درباره‌ي تصميمت براي تاهل با من سخن مي‌گفتي، خداوند چقدر دوستت داشت كه حتي اجازه نداد عشق زميني جاي عشق او را در سينه‌ي پر مهر و با صفاي تو بگيرد.

قريب عزيز! تو كه قريب بودي پس چرا غريبانه ما را ترك كردي؟ شب قبل از رفتنت چه آرام و ساكن  بودي، آرام‌تر از هميشه؛ تو كه مظلوم بودي، تو كه آرام بودي، تو كه سركشي نكرده بودي؛ پس چرا تقدير تو را سوزاند تا چيزي از تو قابل شناسايي نباشد؛ حتما سوختن شيوه‌ي مردان خداست، همان طور كه حلاج نيز سوخت و دريا پزيراي خاكسترش شد.

يادت بخير قريب! هميشه بچه‌ها مي گفتن «در فلان برنامه حق حسن رو خوردن»، «حق حسن تو فلان برنامه ضايع شد» اگه از من بپرسي اين بار هم حقت ضايع شد آخه تو و همه‌ي هم‌سفرات مستحق سوختن نبوديد. اما يه جايي رفتي كه بعد از اين هميشه حق با توئه، هميشه؛ ديگه «السابقون»شدي و «عند ربهم يرزقون»، گواري وجودت باد شهد شيرين شهادت.

حسن جان! همان دمي كه در جوار رحمت حق آرام گرفته بودي و شايد به اكراه به زندگي پست زميني نظر مي‌كردي؛ همان دم كه سفر في‌الحقت را آغاز كرده بودي، همان دم كه لنز چشمهايت بر چهره‌ي پاك اوليا گشوده شده بود ما بر حال خودمان زار مي‌گريديم كه چون تويي را و چون اسماعيلي را از دست داده بوديم.

قريب شهيد! عكس‌هاي زيبايي را كه از من گرفته‌اي و صفا و سادگي چشمان زيبايت در آن نمود دارد قاب خواهم گرفت تا هر دمي كه به آن‌ها مي‌نگرم آتش حسرت دلم تمام وجودم را خاكستر كند.

حسن جان! همان جايي كه ميهمان خدايي و آسماني شده‌اي سلام مرا به مهدي باكري برسان و براي من و تمام دوستانت دعا كن تا مانند تو و اسماعيل عزيز سعادتمند شويم.

  نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 3 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
الان ديگه همه اطلاع دارند كه آمريكا براي چندمين با چه بلايي را سر سايت‌هاي ايراني و اسلامي آورده است؛ تقريبا طرفين به اين كار عادت كرده‌اند، آمريكا سالي يك بار سرور‌هاي ايراني را قطع كند و شركت‌هاي ايراني‌ هم يك هفته‌اي را به تب‌و تاب بيافتند! و بعد همه چيز فراموش شود.

ديشب كه با دكتر فاتح راجع به اين بحث صحبت مي‌كردم متوجه شدم آنقدري كه اين مساله(حذف مجدد سرور‌ها) ايشان را ناراحت كرده از نارحتي دوري از ايران و ايسنا براي ايشان بيشتر است؛ خيلي ناراحت بودند و مي‌گفتند: «پارسال كه اين بلا سر ايسنا آمد، خيلي اين‌ور و آن‌ور دويديم تا ضرورت هر چه سريع‌تر ايجاد ديتا‌سنتر ملي در داخل كشور را فرياد كنيم، اما كسي گوش نكرد و گفتند چون ايسنا............»

اين بحث، بحث بسيار مهمي است اما توجه لازم به آن نمي‌شود البته رشيدي(مدير عامل ديتا) قول‌هايي داده است اما بايد به اين بحث بيشتر از اين‌ها توجه شود، جالب اينكه يكي از زواياي اين بحث ديپلماتيك است و دستگاه ديپلماسي بايد آن را بررسي كند اما آصفي مي‌گويد ما بي‌خبريم!!!!؟؟؟

در هر حال بايد فكري اساسي براي اين امر در نظر بگيريم تا فردا بعد از اينكه تمام سرور هايمان قطع شد كاسه‌ي چه كنم دستمان نگيريم.      

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 2 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

يكي از توفيق‌هايي كه در آرزوي آن نيز بودم ديدار با پروفسور كمالي‌پور(رييس دپارتمان ارتباطات دانشگاه  پردوي آمريكا) بود؛ يكي از استادان برجسته‌ي ارتباطاتي كه كمتر دانشجو و استاد ارتباطات با اسمشان نا آشناسات، البته از طريق وب و پست‌الكترونيك با ايشان آشنا بودم اما توفيق گفت‌وگوي حضوري با ايشان را تاكنون به دست نياورده بودم.

استاد چند روزي كه در ايران بودند،سرشان بسيار شلوغ بود و برنامه‌هايشان نيز متراكم اما از آن‌جا كه به بنده لطف دارند، فرصتي را براي اين ملاقات گذاشتند؛ در مدت دو ساعته‌اي كه در خدمت ايشان بودم شايد اغراق نباشد اگر بگويم به اندازه‌ي يك ترم از صحبت‌هاي استاد كسب معلومات كردم.

استاد همواره از دغدغه‌هايشان نسبت روزنامه‌هاي كشور مي‌گفتند و نوآوري مطالب در ارتباطات و بخصوص ارتباطات بين‌لمللي؛ استاد از وضعيت روابط عمومي در كشور و نگاه‌هايي كه در سطح مديريتي و جامعه به آن مي‌شود نگران بودند و وظيفه‌ي رسانه‌ها را تبيين آن در جامعه، بسيار مهم مي‌شمردند.

همچنين ايشان در صحبت‌هايشان به چالش‌هاي مهم رسانه‌ي امروز و رقابت رسانه‌ي آنلاين و سنتي اشاره كردند و درباره‌ي Global media journal و Global monitor و اينكه قصد دارند علاوه بر 9 زبان رايج Global media journal نسخه‌ي فارسي آن را نيز راه‌اندازي كنند؛ همچنين استاد دو روز پيش عازم هند شدند تا نسخه‌ي هندي آن را راه بياندارند تا شبكه‌ي جهانيشان گسترده‌تر شود.

ديدار با پروفسور كمالي‌پور برايم بسيار لذت‌بخش بود و پر استفاده؛ استاد در اين ديدار من را از ديدگاه‌هاي رسانه‌يي موجود در آمريكا نيز آگاه كردند و در مورد چاپ دوم Global communication نيز گفتند.

شايد لازم باشد بدانيد كه دكتر شكر‌خواه در پيش‌گفتار كتاب جديد‌شان (روزنامه‌نگاري سايبر) از پروفسور كمالي‌پور تشكركرده‌اند.

پروفسور يحيي كمالي‌پور سال‌هاست كه در دانشگاه‌هاي مختلف آمريكا به تدريس ارتباطات با گرايش‌هاي بين‌الملل،جنگ، جهاني شدن و رسانه‌يي مي‌پردازد و هم‌اكنون رياست دپارتمان ارتباطات دانشگاه پردو ايندييانا را بر عهده دارد؛ و در سال 1996 نيز كتاب رسانه‌هاي آمريكا و خاورميانه‌ي وي برنده‌ي كتاب برتر سال از سوي انجمن ملي ارتباطات آمريكا شد.

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 

كتاب جديد دكتر يونس شكرخواه با عنوان «روزنامه‌نگاري سايبر:جامعه‌اطلاعاتي وآزادي بيان» از سوي انتشارات ثانيه منتشر شد.

دكتر «يونس شكرخواه» در بخش‌ پيشگفتار كتاب خود، آورده است:«اثري كه پيش روي شماست چكيده‌ي رساله دكتري من است كه تحت عنوان روزنامه نگاري سنتي و روزنامه نگاري سايبر در جامعه‌ي اطلاعاتي، بررسي نگرش صاحب نظران درباره‌ي آثار فناوري‌هاي نوين ارتباطي بر آزادي بيان، به راهنمايي پروفسور«نعيم‌ بديعي» و مشاوره‌ي پروفسور «كاظم معتمدنژاد» پدر ارتباطات ايران از آن دفاع شده است.

متن كامل اين رسانه در كتابخانه‌هاي مركزي دانشگاه علامه طباطبايي و دانشكده‌ي علوم اجتماعي آن موجود است».

همچنين كتاب مذكور در هشت فصل «دورانديشي ارتباطي»، «جامعه‌ي اطلاعاتي»،«مفهوم روزنامه نگاري سايبر»، «انواع روزنامه نگاري سايبر»،«كيوسك‌هاي ماهواره‌يي»،«آينده‌ي روزنامه نگاري» ، «بلاگ چيست ؟» و «آزادي بيان»، گردآوري شده است .

گفتني است، چاپ سوم كتاب «خبرنويسي مدرن» دكتر شكرخواه نيز به تازگي توسط انتشارات خجسته منتشر شده است .

توصيه مي‌كنم حتما اين كتاب را بخوانيد، چون مطمئنا از آن لذت خواهيد برد. 

  نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 1 بعد از ظهر  توسط سيدمحمد قره‌باغ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM